تبليغاتX
"انتقام یاس پرپر"

"انتقام یاس پرپر"

اگر بتوانیم، خود را در نقطه نظر همسرمان قرار دهیم، به گونه ای که نحوه تفکر و بینش او را نسبت به مسایل عیناً درک نموده و از دیدگاه او نسبت به مسایل و دنیا بنگریم، به مرز تفاهم با همسر خود رسیده ایم. در چنین موقعیتی، رابطه حسنه به مفهوم عمیق آن بر زندگیمان سایه می افکند.

آن چه که در خلوت زندگی و فرصت های شخصی برای زوجین فراهم می شود، حائز اهمیت اساسی است. زن و شوهر، باید برای لحظه هایی که دور از هیاهوی زندگی، در کنار هم هستند، توجهی خاص قائل شوند و این لحظه ها را «برای هم» و «با هم» باشند. تفاهمی که زاییده چنین فرصتی باشد، رشد نموده و در حضور دیگران به بار می نشیند. مبنای تفاهم در خلوت و در حضور یکدیگر، احساس ارزشی است که هر یک برای شخصیت مقابل، قائل است؛ با این زمینه مناسب، زوجین، فرصت می یابند که در حضور دیگران، تفاهم خود را حفظ نموده و حتی با جدیت خاصی حریم یکدیگر را مراعات نمایند؛ به ویژه زمانی که همسرشان به ایراد مطالبی مناسب در حضور جمع می پردازد، همفکری و همدلی خود را با علامت تصدیق و تأیید، ابراز می دارند و مطالب بیجا و غیر ضروری او را با سکوت و پیشنهاد خویش، به مسیر گفت گوهای ثمر بخش و سازنده باز می گردانند.
بدترین همسران، آنهایی هستند که بلافاصله اثر سخن همسرشان را در دیگران خنثی می کنند.



زن‌ و شوهری‌ كه‌ پایه‌ و اساس‌ زندگی ‌شان‌ مهر و محبت‌ است، حق‌ دارند از هم‌ متوقع‌ باشند. در پی‌ توقع‌ نیز رنجش‌ یا اختلاف‌ به‌ وجود می ‌آید. بنابراین‌ زوج ها نباید از اختلاف‌ بترسند و بایستی‌ آن‌ را طبیعی‌ و گریبان گیر هر زندگی‌ مشترك‌ محسوب‌ كنند. البته‌ آن‌ را دست‌ كم‌ هم‌ نباید بگیرند و لازم است‌ سعی‌ كنند تا هرچه‌ زودتر رفع‌ شود. چگونه؟ پیش‌ از هر چیز، گفتگو یا مذاكره‌ در این‌ زمینه‌ راه گشاست. اما از بسیاری‌ شنیده‌ایم‌ كه‌ از گفتگو نتیجه‌ عكس‌ گرفته‌ اند و به‌ جای‌ این‌ كه‌ مشكلشان‌ حل‌ شود، اختلاف‌ بیشتری‌ پیدا كرده‌اند؛ چرا؟! چون‌ راه‌ گفتگو را درست‌ نرفته ‌اند یا نمی ‌دانند.

حال برخی شیوه های کاربردی وصول به تفاهم را ارائه می دهیم:


1. در هنگام گفتگوی همسرمان، با نهایت دقت به مطالب وی گوش فرا داده و آن گونه عمل نماییم که گویی جز به وی و سخنانش، به موضوع دیگری توجه نداریم، و از انجام هر عملی که مغایر با حالت توجه باشد، خود داری می کنیم.
این کیفیت، در تکنیک های مشاوره به اصطلاح «هنر خوب شنیدن» موسوم است؛ حالتی که بیانگر پذیرش طرف مقابل و مطالب وی می باشد و کاربرد فراوانی در مشاوره دارد.


::ادامه مطلب::

+نوشته شده در چهارشنبه هفتم مهر 1389ساعت9:11توسط مریم | |

پاسخ به شبهه : چرا قرآن سهم ارث زنان را نصف مردان قرار داده است ؟براستی آیا این ظلم بزرگی در حق زنان نیست ؟

 

با بیان دو نکته به جواب این شبهه می پردازیم :

نکته اول :

در عرب جاهلی ارث گرفتن بر مبنای خاصی استوار بود و هرکسی که می توانست شمشیر بدست بگیرد و از دشمن غنیمت بدست آورد ارث می برد .

بنابراین زنان که نمی توانستند در جنگ ها شرکت کنند از ارث محروم بودند . در روم باستان زنان به هیچ وجه ارث نمی بردند . در ایران باستان ارتباط اقتصادی دختران با پدرانشان بعد از ازدواج قطع میشد و فقط در صورتی ارث می بردند که در خانه پدر بوده باشند . با این قانون اکثر دختران ایران باستان نیز ارث نمی بردند . چرا که غالبا پدرانشان بعد از ازدواجشان از دنیا می رفتند . در شریعت حضرت موسی نیز زنان از ارث محروم بودند .

 

اما دین مبین اسلام در همان ابتدای امر تثبیت ارث برای زنان را مطرح کرد که در آیات متعدد قرآن کریم این امر دیده میشود که ما به دو نمونه اشاره می کنیم :

نمونه اول : آیه 7 سوره مبارکه نساء: ۩ للرجال نصیب مما ترک الوالدان و الاقربون و للنساء نصیب مما ترک الوالدان و الاقربون ۩ برای مردان از آنچه پدر و مادر وخویشاوندان برجای گذاشته اند سهمی است و برای زنان نیز از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان بر جای گذاشته اند سهمی است .

نمونه دوم : آیه 32 سوره مبارکه نساء:۩ للرجال نصیب مما اکتسبوا و للنساء نصیب مما اکتسبن  ۩ برای مردان از آنچه کسب کرده اند بهره ای است و برای زنان (نیز)از آنچه کسب کرده اند بهره ای است .


::ادامه مطلب::

+نوشته شده در یکشنبه دهم مرداد 1389ساعت12:30توسط مریم | |

۞ ماهی کوچکی در اقیانوس به ماهی بزرگ دیگری گفت : ببخشید آقا شما از من بزرگتر و باتجربه تر هستید و احتمالا می توانید به من کمک کنید تا چیزی را که مدتها در همه جا در جستجوی آن بوده ام ونیافته ام پیدا کنم ؛

ممکن است به من بگوئید اقیانوس کجاست ؟

ماهی بزرگتر پاسخ داد : اقیانوس همین جاست که شما اکنون در آن شنا می کنید . ماهی کوچک پاسخ داد :نه اینکه من در آن شنا می کنم آب است نه اقیانوس . من بدنبال یافتن اقیانوس هستم نه آب . و با سر خوردگی دور شد .

نتیجه :

همه ما هم مانند آن ماهی کوچولوی غافل در نعمت و برکت نامتناهی غرق هستیم و مجبور نیستیم برای یافتن آن کوشش کنیم و به هر دری بزنیم . خدا نعمتهای زیادی را به همان اندازه که در اقیانوس برای ماهی فراهم کرده ، در اختیار ما قرار داده است . اما شما باید تصمیم بگیرید که هر روز از زندگی خود را چگونه می خواهید بگذرانید .

نعمت و برکت در همه جا و همه وقت در انتظار شماست . فقط کافی است آن را بخواهید و خود را به آن متصل کنید .۞

 

+نوشته شده در پنجشنبه سی ام اردیبهشت 1389ساعت12:16توسط مریم | |

س ل ا م

چندی پیش کتابی می خوندم بنام آنچه مردان وزنان نمی دانند ...مطالب جالب داره ...درواقع این کتاب صفات زنان و مردان رو در تقابل هم آورده و با مقایسه اونا به افراد کمک میکنه تا روابط خودشون رو تحکیم ببخشند....

من تعدادی از این تقابلات رو خلاصه کردم . گفتم شاید جالب باشه اگر اونو توی وبم بذارم ...امیدوارم خوشتون بیاد ...

زنان حساسیتی فوق العاده در تشخیص لحن آهنگ و قدرت کلام دارند و این باعث می شود بتوانند تغییرات روحی همگان را از صداشان تشخیص دهند . در واقع زنان در تشخیص صدا برتر از مردان هستند اما مردان جهت صدا را بهتر تشخیص می دهند .

مردان بر جزئیات دقت نمی کنند و توانایی درک علایم غیرکلامی و ایما و اشاره در آنها بسیار کم است .زنان چون دارای حس نیرومندی هستند انتظار دارند مرد بتواند منظور اورا از کلام و اشارات اش دریابد . اما مرد چون حواس تیزی ندارد براحتی نمی تواند این مفاهیم را درک کند .

زنان در کارها از هردو دست استفاده می کنند و در طول تاریخ این خود عامل عدم شناختن دست راست و چپ در زنان از هم می شود . درواقع زنان بعلت استفاده از هر دونیمکره مغزشان قادر نیستند دست چپ و استشان را ازهم تشخیص دهند.

رابطه کرمینه ای بین دو نیمکره مغز در زنان ضخیمتر از مردان است . پس ارتباط دونیمکره قویتر است . این ارتباط بیشتر امکان انجام چند فعالیت همزمان در زنان را فراهم می کند و گفتار روانتر خواهد بود .

مغز مرد برای انجام یک کار در یک زمان شکل گرفته . زیرا مجاری ارتباطی کمتری بین دو نیمکره مغز او وجود دارد.اما مغز زن برای کارهای متفاوت در آن واحد شکل گرفته است و میتواند چند کار کاملا متفاوت را همزمان انجام دهد .

مغز زن اندکی کوچکتر از مغز مرد است اما یافته ها نشان می دهد این تفاوت هیچ تاثیری در قابلیت و توانایی مغز زن ندارد و برطبق یافته ها زنان ۳٪ باهوش تراز مردان هستند و این به این دلیل است که حجم ماده خاکستری زنان بیش ازمردان است . 

مردان مشکلات را در مغزشان فهرست بندی و بایگانی می کنند اما زنان مشکلات را در مغزشان می چرخانند.تنها راهی که زن می تواند از دست افکارش خلاص شود صحبت کردن درباره آنهاست . بنابراین زمانی که شروع به صحبت می کند هدفش رهاشدن از شر مسائل و مشکلات است نه پیداکردن راه حل و نتیجه گیری .

هدف زن از حرف زدن اغلب برقراری روابط و دوستی است اما هدف مرد از حرف زن گزارش حقایق است . مردان باید بدانند وقتی زنی حرف می زند انتظار شنیدن راه حل و راهنمایی ندارد . زنان هم باید بدانند وقتی مردی حرف نمی زند سکوت او بمعنای بروز مشکل یا دلخوری نیست .

مردان جملات ساده بکار می برند و با صراحت منظور اصلی شان را می گویند و بعد نتیجه گیری می کنند . فهمیدن منظور ودرخواست انان بسیار آسان است .

مردان موقع حرف زدن نوبت را رعایت می کنند پس وقتی نوبت به مرد رسید بگذارید حرفش را بزند .

+نوشته شده در شنبه چهاردهم فروردین 1389ساعت17:44توسط مریم | |

۳۱ راز  عشق


راز عشق در تواضع است . اين صفت به هيج وجه نشانه تظاهر نيست . بلکه نشان دهند? احساس و تفکري قوي است . ميان دونفري که يکديگر را دوست دارند،تواضع مانند جويبارآرامي است که چشم? محبت آنها را تازه و باطراوت نگه مي دارد.

راز عشق در احترام متقابل است . احساسات متغييرند ، اما احترام دو طرف ثابت مي ماند .اگر عقايد شريک زندگي ات با عقايد تو متفاوت است ، با احترام به نظرياتش گوش کن. احترام باعث مي شود که او بتواند خودش باشد.

راز عشق در اين است که به يکديگر سخت نگيريم . عشقي که آزادانه هديه نشود ،اسارت است .

راز عشق در اين است که هر روز کاري کني که شريک زندگي ات را خوشحال کند ،کاري مثل دادن هديه اي کوچک تحسين ، لبخندي ار روي محبت . نگذار که جويبار محبت تان از کمي باران ، بخشکد.

راز عشق در اين است که رابطه تان را مانند يک باغ ، با محبت تزئين کنيد . بذر علاقه ها و عقيده هاي تازه بکار که بزيبايي برويد . ضمنا فرامش نکن که باغ را بايد هرس کرد ، مبادا غنچه هاي گل پوشيده از علف هاي هرزه عادتهاشود . براي آن که عشق همواره با طراوت بماند ، بايد به آن مثل هنر ، خلاقانه نگاه کرد .

راز عشق در خوش مشربي است . شوخي با ديگران را فراموش نکن ، در ضمن مراقب شوخي ها هم باش . شوخي ناپسند نکن . شوخي بايد از روي حسن نيت باشد نه نيشدار .

راز عشق در اين است که حقيقت اصلي عشق ، يعني تفکر را از ياد نبري . آيا يک رابطه دراز مدت ، مهم تر از اختلافات کوچک و زود گذر نيست ؟

راز عشق در اين است که مانع بروز هيجانات منفي در وجودت شوي ، و صبر کن تا خونسردي را دوباره به دست آوري . با اين که احساس ، جلوه الهام است ، اما شخص عصباني نمي تواند چيزها را با وضوح درک کند . قلبت را آرام کن . تنها به اين وسيله مي تواني چيزها را همان طور که هستند ، دريابي.

راز عشق در اين است که طرف مقابلت را تحسين کني . هرگز بافرض اين که خودش اين چيزها را مي داند ، از تحسين کردن غافل مشو . مشکلي پيش نخواهد آمد اگر بارها با خلوص نيت بگويي : دوستت دارم . گرچه احساسات بشري به قدمت نسل بشر است ، اما کلمات همواره تازه و جوان خواهند ماند.


راز عشق در اين است که در سکوت دست يکديگر را بگيريد
. کم کم ياد مي گيريد که بدون کلام رابطه برقرار کنيد.

راز عشق در اين است که به عشق ، بيش از يکديگر احترام بگذاريد ، زيرا عشق هديه ازلي خداوند است .

راز عشق در توجه کردن به لحن صداست .براي تقويت گيرايي صدا ، بايد آن را از قلب بيرون بياوري ، سپس رهايش کني تا بلند شود و به سمت پيشاني برود . تارهاي صوتي راآرام و رها نگه دار . اگر احساسات قلبي ات را به وسيله صدا بيان کني ، آن صدا باعث ايجاد شادي درديگري خواهد شد.

راز عشق در اين است که بيشتر با نگاه حرف بزني ، زيرا چشم ها پنجره هاي روح هستند . اگر هنگام صحبت از نگاه استفاده کني ، مثل آن است که پنجره ها را با پرده هاي زيبا بيارايي و به خانه گرما و جذابيت ببخشي.

راز عشق در اين است که از يکديگرانتظارات بيجا نداشته باشيد ، زيرا نقص همواره جزء لاينفک بشر است . ذهنت را برارزشهايي متمرکز کن، که شما را به يکديگرنزديک تر مي کند ، نه مسائلي که بين شما فاصله مي اندازد

د.


::ادامه مطلب::

+نوشته شده در یکشنبه شانزدهم اسفند 1388ساعت21:51توسط مریم | |